من ارزو می کردم منو عسل با هم یه بار سعید و از نزدیک ببین

من ارزو می کردم منو عسل با هم یه بار سعید و از نزدیک ببینیم
دیدگاه ها (۱۸)

زنگ می زدم احمد میگفتم الو الو احمد احمد وایسا قطع نکن ببین ...

من از ارامش

من پریم شما چی؟

دلتنگی شاید باورت نشود گاهی از شدت دلتنگیراضی به هرچه بودنمی...

فقط یه قدم نزدیک بود تا ننم منو ببره چشم پزشکی عملم کنه

یه سلام از راه دور ،منو نزدیک میکنه به کربلا🖤#محرم#کربلا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط