حسین جانم

حسین جانم
میان شلوغی‌های دنیا، دلم می‌خواهد لحظه‌ای آرام در سایه‌ی نگاهت باشم، دست بر سینه بگذارم و از دل خسته‌ام با تو بگویم. در میان این‌همه گم‌گشتگی، عشق تو مثل چراغی در تاریکی است که راه را به من نشان می‌دهد. تو، که دل‌های زخم‌خورده و چشم‌های گریان را می‌فهمی، مرا نیز دریاب و به من صبر و توان ادامه بده.

گاهی بار مشکلات این دنیا بر دوشم سنگینی می‌کند، اما یاد تو که در برابر سختی‌ها ایستادی، قلبم را آرام می‌کند. ای کاش ذره‌ای از عشق و استقامتت را در وجودم حس می‌کردم تا بتوانم مانند تو برای آنچه حق است بایستم. یا حسین، دستم را بگیر و به من جرئت بده تا در راه درست قدم بردارم و هیچ‌گاه از مسیر حقیقت دور نشوم.

ای کاش در کنار تو و یارانت بودم، ای کاش صدای «لبیک» من در میان یارانت شنیده می‌شود
دیدگاه ها (۰)

در آیینه دختری می بینمزیبا، سرسخت، مغرور و تنهاعجب قدرتی دار...

ای دوستان همیشه همراه، عید قربان بزرگ و نمادین، گرامی باد. ا...

چه آرزوی قشنگی است زندگی با توتویی دلیل نفس های خسته ام یا ت...

My Edit

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط