«ܢܚࡅ߭ߊܝࡅ࡙ࡐ ܢ̣ܠࡐܠߊܭ »
«ܢܚࡅ߭ߊܝࡅ࡙ࡐ ܢ̣ܠࡐܠߊܭ »
ܥܝܟܿࡐߊܢܚࡅ߳ܨ
موضوع: اگه حواسشون نباشه و تو بوسشون کنی
وانکار کنی
ایساگی: از کنار ایساگی رد شدی، داشت با تمرکز به زمین نگاه میکرد.
یه لحظه خم شدی… یه بوس کوچیک روی گونهش.
ایساگی یهو نفسش برید، سرشو آورد بالا:
«ا/ت… این چی بود؟»
تو خیلی جدی: «تو خوردی به من.»
ایساگی: «من تکون نمیخوردم.»
تو: «خب… خب...»
باچیرا: باچیرا داشت با توپش حرف میزد و میخندید.
تو نزدیک شدی، یه بوس کوچیک.
باچیرا چشمهاشو ریز کرد:
«اوهووو… این یه حرکت جدید بود؟»
تو: «نه، اشتباهی شد.»
باچیرا: «باشه… ولی اشتباهاتت خیلی خوبن»
رین: رین وسط تمرین بود، کاملاً تمرکز کرده بود.
تو از کنارش رد شدی و یه بوس کوچیک
رین یهو مکث کرد، انگار زمان ایستاد.
«تو… الان…؟»
تو: «نه.»
رین: «من دیدم.»
تو: «تو اشتباه دیدی.»
رین: «من هیچوقت اشتباه نمیبینم.»
سائه:سائه داشت بند کفششو میبست.
تو خم شدی، یه بوس کوچیک.
سائه بدون اینکه سرشو بلند کنه:
«این چی بود؟»
تو: «تو افتادی روم.»
سائه: «من نشستهم.»
تو: «خب… من نبودم »
اوتویا:واوتویا داشت لبخند شیطونی میزد، مثل همیشه.
تو یهو گونهشو بوسیدی.
اوتویا: «اوه؟ این حرکت چی بود؟»
تو: «هیچی، اشتباهی شد.»
اوتویا: «من عاشق اشتباهاتتم .»
لورنزو:لورنزو مثل مجسمه ایستاده بود.
تو نزدیک شدی… یه بوس کوچیک.
لورنزو تکون نخورد، فقط آروم گفت:
«… ا/ت… این؟»
تو: «تو خوردی به من.»
لورنزو: «من تکون نمیخوردم.»
تو: «خب… خیلی آروم بهم خوردی.»
سندو:سندو داشت ژست میگرفت برای عکس.
تو یهو بوسیدی.
سندو: «واااای این چی بود؟!»
تو: «نور خورشید بود.»
سندو: «نور خورشید؟!؟!»
یوکیمیا:یوکیمیا داشت عینکشو درست میکرد.
تو یهو گونهشو بوسیدی.
یوکیمیا لبخند زد:
«این یه تکنیک جدید بود؟»
تو: «نه، اشتباه شد.»
یوکیمیا: «باشه… ولی دوباره اشتباه کن.»
شیدو:و تو نزدیک شدی… یه بوس کوچیک.
شیدو با هیجان:
«اوههههه این عالی بود.»
تو: «نه، نبود.»
شیدو: «باشه، پس دوباره انجام بده تا عالی بشه.»
ناگی:ناگی خوابآلود بود.
تو یهو گونهشو بوسیدی.
ناگی: «اَه… چرا این حس خوب بود؟»
تو: «تو خواب بودی.»
ناگی: «خب دوباره میخوام.»
رئو:رئو با هیجان حرف میزد.
تو بوسیدی.
رئو: «ا/ت؟! این چی بود؟!»
تو: «هیچی، اشتباهی شد.»
رئو: «چرا اشتباهاتت اینقدر خوبه؟»
کاراسو: یهو گونهشو بوسیدی.
کاراسو: «تو… الان…؟»
تو: «نه.»
کاراسو: «من دیدم.»
تو: «تو اشتباه دیدی.»
کاراسو: «من اشتباه نکردم.»
کایزر: تو یهو بوسیدی.
کایزر لبخند زد و با اعتماد به سقف گف
«تو عاشق منی؟»
تو: «نه.»
کایزر: «پس چرا بوسیدی؟»
تو: «لغزش بود.»
کایزر: «لغزشه خیلی خوشمزهای بود.»
هوگو: تو یهو بوسیدیش.
هوگو: «اوه؟ چی شد؟»
تو: «هیچی، اشتباهی شد.»
هوگو: «باشه، ولی من ثبتش کردم.»
چارلز:تو بوسیدیش.
چارلز: «این حرکت… خیلی ظریف بود.»
تو: «نبود.»
چارلز: «بود.»
تو: «نبود.»
چارلز: «باشه، پس دوباره انجام بده تا ثابت کنم بود.»
لوکی: تو بوسیدیش.
لوکی: «این یه شوخی بود؟»
تو: «نه.»
لوکی: «پس چی بود؟»
تو: «هیچی… اشتباه شد.»
لوکی: «من از اشتباهاتت خوشم میاد.»
بانی: تو بوسیدیش.
بانی: «اوه؟ این چی بود؟»
تو: «باد زد.»
بانی: «باد؟ باد؟ ا/ت… باد لب داره؟»
نس:تو یهو بوسیدی.
نس: «تو… منو انتخاب کردی؟»
تو: «نه.»
نس: «ولی بوسیدی.»
تو: «اشتباهی شد.»
نس: «باشه… ولی من همین اشتباه رو دوست دارم.»ا/ت…
~-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-~
«مثل همیشه دوباره ریدم
این خیلی سخت بود🙋🏻♀️💅🏻
چیکار کنم بهونه نداشتم 🤣
خب دیگه باچه جبران موکونم »
ܥܝܟܿࡐߊܢܚࡅ߳ܨ
موضوع: اگه حواسشون نباشه و تو بوسشون کنی
وانکار کنی
ایساگی: از کنار ایساگی رد شدی، داشت با تمرکز به زمین نگاه میکرد.
یه لحظه خم شدی… یه بوس کوچیک روی گونهش.
ایساگی یهو نفسش برید، سرشو آورد بالا:
«ا/ت… این چی بود؟»
تو خیلی جدی: «تو خوردی به من.»
ایساگی: «من تکون نمیخوردم.»
تو: «خب… خب...»
باچیرا: باچیرا داشت با توپش حرف میزد و میخندید.
تو نزدیک شدی، یه بوس کوچیک.
باچیرا چشمهاشو ریز کرد:
«اوهووو… این یه حرکت جدید بود؟»
تو: «نه، اشتباهی شد.»
باچیرا: «باشه… ولی اشتباهاتت خیلی خوبن»
رین: رین وسط تمرین بود، کاملاً تمرکز کرده بود.
تو از کنارش رد شدی و یه بوس کوچیک
رین یهو مکث کرد، انگار زمان ایستاد.
«تو… الان…؟»
تو: «نه.»
رین: «من دیدم.»
تو: «تو اشتباه دیدی.»
رین: «من هیچوقت اشتباه نمیبینم.»
سائه:سائه داشت بند کفششو میبست.
تو خم شدی، یه بوس کوچیک.
سائه بدون اینکه سرشو بلند کنه:
«این چی بود؟»
تو: «تو افتادی روم.»
سائه: «من نشستهم.»
تو: «خب… من نبودم »
اوتویا:واوتویا داشت لبخند شیطونی میزد، مثل همیشه.
تو یهو گونهشو بوسیدی.
اوتویا: «اوه؟ این حرکت چی بود؟»
تو: «هیچی، اشتباهی شد.»
اوتویا: «من عاشق اشتباهاتتم .»
لورنزو:لورنزو مثل مجسمه ایستاده بود.
تو نزدیک شدی… یه بوس کوچیک.
لورنزو تکون نخورد، فقط آروم گفت:
«… ا/ت… این؟»
تو: «تو خوردی به من.»
لورنزو: «من تکون نمیخوردم.»
تو: «خب… خیلی آروم بهم خوردی.»
سندو:سندو داشت ژست میگرفت برای عکس.
تو یهو بوسیدی.
سندو: «واااای این چی بود؟!»
تو: «نور خورشید بود.»
سندو: «نور خورشید؟!؟!»
یوکیمیا:یوکیمیا داشت عینکشو درست میکرد.
تو یهو گونهشو بوسیدی.
یوکیمیا لبخند زد:
«این یه تکنیک جدید بود؟»
تو: «نه، اشتباه شد.»
یوکیمیا: «باشه… ولی دوباره اشتباه کن.»
شیدو:و تو نزدیک شدی… یه بوس کوچیک.
شیدو با هیجان:
«اوههههه این عالی بود.»
تو: «نه، نبود.»
شیدو: «باشه، پس دوباره انجام بده تا عالی بشه.»
ناگی:ناگی خوابآلود بود.
تو یهو گونهشو بوسیدی.
ناگی: «اَه… چرا این حس خوب بود؟»
تو: «تو خواب بودی.»
ناگی: «خب دوباره میخوام.»
رئو:رئو با هیجان حرف میزد.
تو بوسیدی.
رئو: «ا/ت؟! این چی بود؟!»
تو: «هیچی، اشتباهی شد.»
رئو: «چرا اشتباهاتت اینقدر خوبه؟»
کاراسو: یهو گونهشو بوسیدی.
کاراسو: «تو… الان…؟»
تو: «نه.»
کاراسو: «من دیدم.»
تو: «تو اشتباه دیدی.»
کاراسو: «من اشتباه نکردم.»
کایزر: تو یهو بوسیدی.
کایزر لبخند زد و با اعتماد به سقف گف
«تو عاشق منی؟»
تو: «نه.»
کایزر: «پس چرا بوسیدی؟»
تو: «لغزش بود.»
کایزر: «لغزشه خیلی خوشمزهای بود.»
هوگو: تو یهو بوسیدیش.
هوگو: «اوه؟ چی شد؟»
تو: «هیچی، اشتباهی شد.»
هوگو: «باشه، ولی من ثبتش کردم.»
چارلز:تو بوسیدیش.
چارلز: «این حرکت… خیلی ظریف بود.»
تو: «نبود.»
چارلز: «بود.»
تو: «نبود.»
چارلز: «باشه، پس دوباره انجام بده تا ثابت کنم بود.»
لوکی: تو بوسیدیش.
لوکی: «این یه شوخی بود؟»
تو: «نه.»
لوکی: «پس چی بود؟»
تو: «هیچی… اشتباه شد.»
لوکی: «من از اشتباهاتت خوشم میاد.»
بانی: تو بوسیدیش.
بانی: «اوه؟ این چی بود؟»
تو: «باد زد.»
بانی: «باد؟ باد؟ ا/ت… باد لب داره؟»
نس:تو یهو بوسیدی.
نس: «تو… منو انتخاب کردی؟»
تو: «نه.»
نس: «ولی بوسیدی.»
تو: «اشتباهی شد.»
نس: «باشه… ولی من همین اشتباه رو دوست دارم.»ا/ت…
~-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-~
«مثل همیشه دوباره ریدم
این خیلی سخت بود🙋🏻♀️💅🏻
چیکار کنم بهونه نداشتم 🤣
خب دیگه باچه جبران موکونم »
- ۲.۵k
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط