نمیدانم که چه اتفاق هایی رخ داد
💖🥰
...
نمیدانم که چه اتفاق هایی رخ داد
تا روزهایی رو که شاید هیچوقت نه ارزویش را کریم و نه اتتظارش داشتیم رو داریم میبینیم
اما وقتی فقط کمی به گذشته نه چندان دور فکر میکنم و درون ذهنم مرور میشه میبیتم در کنج خانه های قدیمی و ساده دختر کوچولوهایی بدور از اینترنت و گوشی گرم و صمیمی با عروسک های، خودشون مشغول خاله بازی هستن..
در پس کوچه های پیچ در پیچ و طویل و کوتاه محله های،قدیمی اغلب پسر بچه هایی بدور از فکر و خیال و غصه چوبی بدست بدنبال تایر موتور سیکلتی میدوند و گهگاهی از سر ذوق ضربه زده تا سرعت بگیرد تایر بیچاره..
و چقدر حالمون با کمترین امکانات رفاهی خوب بود ایکاش آرزوی بزرگ شدنمان فقط، در حد ارزو حـ... ـرتش به دلمان میماند.. 😢💔🥲
#دلنوشته
#خدایا_شکرت
...
نمیدانم که چه اتفاق هایی رخ داد
تا روزهایی رو که شاید هیچوقت نه ارزویش را کریم و نه اتتظارش داشتیم رو داریم میبینیم
اما وقتی فقط کمی به گذشته نه چندان دور فکر میکنم و درون ذهنم مرور میشه میبیتم در کنج خانه های قدیمی و ساده دختر کوچولوهایی بدور از اینترنت و گوشی گرم و صمیمی با عروسک های، خودشون مشغول خاله بازی هستن..
در پس کوچه های پیچ در پیچ و طویل و کوتاه محله های،قدیمی اغلب پسر بچه هایی بدور از فکر و خیال و غصه چوبی بدست بدنبال تایر موتور سیکلتی میدوند و گهگاهی از سر ذوق ضربه زده تا سرعت بگیرد تایر بیچاره..
و چقدر حالمون با کمترین امکانات رفاهی خوب بود ایکاش آرزوی بزرگ شدنمان فقط، در حد ارزو حـ... ـرتش به دلمان میماند.. 😢💔🥲
#دلنوشته
#خدایا_شکرت
- ۱۲.۲k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط