گفتم: "آمین!"

گفتم: "آمین!"
پیش از آن که دعا کنم، پیش از آن که آرزوهای رنگارنگم را رو به رویم بچینم و یکی را انتخاب کنم، همه چیز را به خودش واگذار کردم...
می دانستم که بیشتر از خودم نگران من است و می داند که رویاهای من پر از کوچه های
بن بست و تاریک و بی فانوس است اگر کسی دستم را نگیرد!
چشم هایم را بستم و از ته دل گفتم: "آمین"...
چرا که می دانستم یکی آن بالا مرا دوست دارد...


#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۰)

اگه یہ روزے دیگه نتونستے یہ ڪسے رو از قلبٺ بِڪنے بدون اون عش...

👌🏻

خیلے از ماهاموندیمـ پاے ڪسے ڪهذره اے ارزش موندڹ نداشت ...و ه...

ﺑﮕﺬﺍﺭ امروزﺑﻪ ﭘﺎﺱﮔﺸﻮﺩﻥ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥﺑﻪ ﺁﺑﯽ ﺁﺳﻤﺎﻥﺳﺮ ﺑﺮ ﺳﺠﺪﻩ ﻋﺎﺷﻘ...

تک‌پارتییی جدید از جیهوپییی؟؟دانشگاه همیشه بوی کاغذهای کهنه ...

پژواگ در دنیا بی صدا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط