تلخ ترین کلمه ای که میشناسم

تلخ ترین کلمه ای که میشناسم
کلمه ای برای ترجمه ی تمام حسرت های دنیا...!
..."بود"...
"بود" یعنی ، دیگر نیست
یعنی من ماندمو حجم سنگینی از "تنهایی"
یعنی "صدایی" که دیگر نخواهی شنید
"چهره ای" که دیگر نخواهی دید
"بود" یعنی هست هایی که نیست شد
یعنی: یک جای خالی...
بود یعنی:: دیگر نیست..
‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

نوايی تازه از ساز محبت در جهان سر كنكزين آوا بياسايی ز گردش ...

آدما هیچ وقت اولین اتفاقای زندگیشون رو یادشون نمیرهقبول داری...

این پیرمرد توی گالری تلفن جدید همسرش که براش خریده اینو درست...

دل رفت و عمر رفت و روان رفت و بعد ازینماییم و آهِ سرد و لبِ ...

تو می‌تونی قشنگ‌ترین رنگ سبز دنیا باشی، اما برای کسی که عاشق...

رکود و ورشکستگی، صرفاً قفل شدن چرخ دنده‌های یک کارخانه یا بس...

مثل عروسِ خان که میداند "پسرزا"  نیستحس میکنم عمر خوشی هایم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط