اسیر سر سپرده
برای گفتن من، شعر هم به گِل مانده
نمانده عمری و...
نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا...
صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا
به پیش درد عظیم دلم خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم؟ گله ای نیست
گر هم گله ای هست، دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه...
هر لحظه جز این دسته مرا مشغله ای نیست
نمانده عمری و...
نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا...
صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا
به پیش درد عظیم دلم خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم؟ گله ای نیست
گر هم گله ای هست، دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه...
هر لحظه جز این دسته مرا مشغله ای نیست
- ۱.۳k
- ۱۹ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط