روزی به پیر میکده گفتم که عمر چیست

روزی به پیر میکده گفتم که عمر چیست؟
پلکی به روی هم زد و گفتا که هان!، گذشت
دیدگاه ها (۰)

‌هر روزدوست داشتنت رااز اولمرور میکن...

به خودت اهمیت بده..و گرنه لابلای زندگی از بین میریو هیچکس هم...

غمی که چشم را خیس نکند،استخوان سوزتر است...

🎼☔آدم زنده به محبت نیاز دارد...و مُرده به فاتحه ! ولی ما جما...

گفتم به خواب بینم گفتا خیال باشدگفتم رسم به وصلت گفتا محال ب...

گفتم ای جنگل پیرتازگیها چه خبر؟پوزخندی زد و گفت:هیچ! کابوس ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط