خودم را قانع می کنم

خودم را قانع می کنم

که شاید نمیخواند

که شاید به گوشش نمی رسد

که شاید مردمِ شهر خبردارش

نمیکنند از حجمِ دلتنگى‌ام !

مگر میشود یک نفر

جان دادنَت را ببیند و بداند

مخاطبِ تمامِ شعرهایش هستى

ولی سراغَت را نگیرد . . . ؟!
دیدگاه ها (۷)

خواستم برایش بنویسماز دوری و دلتنگیازاین همه نبودن‌هایشاز بل...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْل...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت ۱۳ — مسیر جنوبیصبح روز بعد، یونگی قبل از طلوع کامل خورش...

چند پارتیپارت۵جونگکوک صندلی را برایِ او عقب کشید. وقتی نشستن...

part:2{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط