چنان بر روی صورت ریختی موی پریشان را

چنان بر روی صورت ریختی موی پریشان را

که گویی ماه را یک هاله ی مبهم بغل کرده
دیدگاه ها (۲)

ده هفتادی ام ... اما انگار هفتاد سال عمر کردم..دهه هفتادی ها...

فقط میخواستم در کنارش باشمهمیشه در هاله ی او در پرتو او تا آ...

دوستت دارم؛ تو گندم زار باران خورده ای.... دوستت دارم ؛مرا د...

فردا پسفردا جونگکوکو باید از تو فضا پیدا کنیمپستی رو ری‌پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط