چشت سیاه بود

چشت سیاه بود
مثل روزگار من مثل این چاقو
مثل آخرش که همه میریم تو
تابوت
رابطمون هم مثل عمرمون کوتاه بود
مگه نمیبینیم شکستم
فقط تورو دارم بری میرم از دست
حتی دوستامم بدشون میاد از من
دیدگاه ها (۰)

بزن بارون ..ولی آروم ...که امشب دلم تنگه :)بزن بارون که اشکا...

همش می خواستی بدونی آیندمون قراره چجوری باشه‌اما سخته که پیش...

'رز آبی'پسر‌ با چشم هایی که از اشک های نریخته برق‌ میزد به د...

پارت⁸ •sad rose•«ویو جونگکوک» وارد اتاق تهی شدم دیدم گوشیش د...

پارت۱۹ قمار یا زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط