لعنت به زبانی که کلامش تو نباشی

لعنت به زبانی که ،  کلامش تو نباشی ..
لعنت به  شکاری که ، به دامش تو نباشی

هرچند که در میکده ی عشق شرابست ..
لعنت به شرابی که ، به جامش تو نباشی ،

هر لحظه برون اید از این ، عشق سوالی ...
لعنت به سوالی ،  که پیامش تو نباشی ،

هر شام و سحر ، وصف تو ، در جان و دل ماست ،
لعنت به مریدی که ،  مرامَش تو نباشی ،

اری سخن از عشق و ،  دل و ، نام تو امد ..
لعنت به خیالی که ‌،  تمامش تو نباشی ،

دردت به نهانست و ، دوایش به نگاهست ..
لعنت به نگاهی که ، مقامش تو نباشی ،

جامی و ، شرابی و ، سبو ؟ چیستی ای عشق .‌.
ماندم چه بگویم ؟  که کدامَش تو نباشی ،

از طلعت خورشید به شب روی تو بینم ...
ناید به جهان روز ، که شامش تو نباشی ،

هم اول و ، هم آخر و ، هم جان کلامی ...
آغاز نبوده ست  ، که نامش تو نباشی ،

جز عشق چه نامم ، که تورا نام دگر نیس؟🦋🦋


نخسته وخداقوت جانانِ خستگی ناپذیرم😍🫂🧿🌐

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۲)

اگر دعایِ مستجابی داشتم از خدا میخواستم..نزدیکِ تو بودن را ب...

گفتن چطور از دور دوسش داری؟! گفتم دستش به دستم، چشمش به چشمم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط