پنجره بوی سوختگی می آید؛

پنجره بوی سوختگی می آید؛
انگار همین حوالی، یک نفر تمام گذشته اش را آتش زده.
جنگلی را سوزانده ، که یک درخت را فراموش کند
دیدگاه ها (۰)

درختِ روبه‌روی پنجرههر سال برگ‌هایش را از دست می‌دهدو باز به...

طرح اختصاصی | روحانی و نسخه‌های فراموش‌شده دلار تو دوران ریا...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

خیانت، فروپاشیدنِ بی‌صدای یک اعتماد نیست؛ خُرد کردنِ روحِ ان...

رها🦋 پاییز دارد نزدیک می شود..🍂آرام و بی صدابا چمدانی پر از ...

رمان: فراموش شدهفصل ۷: فرار و خاکسترعمارت شروع به سوختن کرد؛...

کنایه بقائی به دولت کانادا؛ کانادا، تیم دسته دوم واشنگتن سخن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط