چله به چله عشق را از غم به شادی میبریم

چله به چله عشق را از غم به شادی میبریم
حق خود از لبخند را با اشک با خون میخریم
هر جا سکوت کوچه ها از ترس سنگین تر شود
یک اه همگون می کند تا شهر رنگین تر شود
پروانه پشت پیله اش حس کرد راهی هست و رفت
شاید به راه بسته هم باید امیدی بست و رفت
شب از درون می پوسد و با یک تلنگر میرود
دستان ما در بند هم دور از تصور میرود
چله به چله عشق را از غم به شادی میبریم
حق خود از لبخند را با اشک با خون میخریم
حتی عبور از عشق هم رو به رهایی سخت نیست
بی ذوق آزادی کسی با عشق هم خوشبخت نیست
قنقوس برمیخیزد و ما را تماشا میکند
شعله فرو می افتد و در بهت حاشا میکند
چله به چله عشق را از غم به شادی میبریم
حق خود از لبخند را با اشک با خون میخریم
با اشک با خون میخریم
دیدگاه ها (۷)

هنوز همزندگی می کنمبا خیال مردی که مرابا مردمک چشمانش نوازش ...

این از داریوش خانیاشاسین ترک زبانا🤩🤩

‍ آهنگ صدایی در گوشم جاودانه شد که هر وقت زبان به سخن می گشو...

عصرتون شيرين و شادآرامش درثانیه ثانیه زندگیتان رابرایتان آرز...

« اندیشه های ماندگار » ویلیام شکسپیر Shakespeare نمایشگ...

جهت آگاه سازیاین شکلک 😥 گریه نمی کند! بلکه در ناامیدی به سر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط