با آن که دلم از غم هجرت خون است شادی به غم توام ز غم افزون است اندیشه کنم هر شب و گویم: یا رب! جایی که گذرگاه دل محزونست آن جا دو هزار نیزه بالا خونست لیلی صفتان ز حال ما بی خبرند مجنون داند ک

با آن که دلم از غم هجرت خون است

شادی به غم توام ز غم افزون است

اندیشه کنم هر شب و گویم: یا رب!



جایی که گذرگاه دل محزونست

آن جا دو هزار نیزه بالا خونست

لیلی صفتان ز حال ما بی خبرند

مجنون داند که حال مجنون چونست؟
دیدگاه ها (۰)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

جایی که گذرگاه دل محزونست آن جا دو هزار نیزه بالا خونست لیلی...

با آن که دلم از غم هجرت خونستشادی به غم توام ز غم افزونستاند...

لیلی صفتان زِ حال ما بی خبرنـد..مجنون داند که حال مجنون چون...

لیلی صفتان زِ حال ما بی‌خبرندمجنون داند که حال مجنون چونست.....

با آن که دلم از غم هجرت خونستشادی به غم توام ز غم افزونستاند...

لیلی صفتان زِ حال ما بی خبرنـدمجنون داند که حال مجنون چونست....

با آنکه دل از غم هجرت خونستشادی به غم توام ز غم افزونستاندیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط