دست های کوچکش

دست های کوچکش

به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد

التماس می کند : آقا… آقا “دعا ” می خری؟

و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند

و برای فرج آقا “دعا ” می کند!


هعی
💔
دیدگاه ها (۶۲)

راستش ترجیح میدادمکنج خلوتم یک زیرشیروونی،با یک کتابخونه ی م...

وقتی داری  با کسی  درد و دل میکنیمثل اینه که بهش یه چکسفید ا...

نگران #فردایت نباش#خدای دیروز و امروز، خدای فردا هم هستما او...

فالو کنید😑😑😑😑😂

چپتر ۸ _ سایه های تارهوا سردتر از همیشه بود. باربارا با گلدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط