رمان رویای من

رمان رویای من

فصل دوم

پارت ۵۴

ارسلان: خریدا رو گذاشتم رو اپن خدا نکنه سکته کنی فسقلی

دیانا: با این کارات میکنم دیگه

ارسلان: حالا چرا نگرانم شدی مگه من بچم ؟

دیانا: بچه نباشی شایدم باشی ولی مگه زندگی من نیستی مگه زندگی تو برات مهم نیست

ارسلان: قربون شما نشم آخه

دیانا: هنوز اثرات اشکی که برای نگرانی ریخته بودم رو صورتم بود با پشت دستم پاک کردم
دیدگاه ها (۱)

رمان رویای من فصل دوم پارت ۵۵ارسلان: صورتش و گرفتم تو دستم گ...

رمان رویای من فصل دوم پارت ۵۶دیانا: دستمو گذاشتم رو شونه هاش...

ادیتم از اردیا 😭💔😢اصکی ممنوع ❌️❌️

رمان رویای من فصل دوم پارت ۵۳دیانا: از خواب بیدار شدم دیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط