آمدی جانم شوی تا من به قربانت شوم

آمدی جانم شوی، تا من به قربانت شوم
تا ابد با من بمانی، جانِ جانانت شوم

شـــعر
دیدگاه ها (۵۲)

« زندگی شطرنج با جبر است تا پایان عمرانتخابت را بکن! یا مات ...

خسته‌ام، خسته‌تر از پیکرِ فرسودهٔ خاکتو چه میدانی از این حال...

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردیتو بمان و دگران وای به حا...

تمامِ شب به خیالِ تو رفت و می‌دیدمکه پشتِ پردهٔ اشکم سپیده س...

امدی جانم به قربانت ولی درغیبتت یک نفر امدکه حالا کل دنیایم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط