در جیب کوچکش
**در جیب کوچکش
یک رنگینکمانِ تا شده بود
از جنس پنبه، با نوارهای شاد
به مربی داد و گفت:
"برای تو..."
و دنیا در چشمان مربی بارید
مربی زانو زد
او را چسبید به سینهاش
و در گریۀ خوشش پرسید:
"چه کرده بودم،
که لایق این همه رنگ باشم؟"
و آن روز
با هر قدمی که میگذاشت
کلاس
رنگیتر میشد.**
یک رنگینکمانِ تا شده بود
از جنس پنبه، با نوارهای شاد
به مربی داد و گفت:
"برای تو..."
و دنیا در چشمان مربی بارید
مربی زانو زد
او را چسبید به سینهاش
و در گریۀ خوشش پرسید:
"چه کرده بودم،
که لایق این همه رنگ باشم؟"
و آن روز
با هر قدمی که میگذاشت
کلاس
رنگیتر میشد.**
- ۳۲۵
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط