پناه از آن‌چه دیده‌ام ، به چشم‌های تو.

پناه از آن‌چه دیده‌ام ، به چشم‌های تو.
از چشم‌های پر سوال تو به رگی روی پیشانی‌ات که می‌بوسمش ، تا خون را فراموش کنم .
دیدگاه ها (۰)

« آنچه در یادش نمانده یاد ؚ ماست »

« صدای تو خوب است ، بگو برای‌مان چای بیاورند »

اگر یادت کنم درد ام شود زوربیافراموش ات کنم چشم ام شود کوربی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط