عصر بود و شعر بود و

عصر بود و شعر بود و
خیالم‌درمیان رویای تـــــو

عشق بود و واژه ها
هم پر زنان دنبال تـــــو
در میان واژه ای
خفته بود دوستت دارم های من
و به یاد عصر های
بعد از مدرسه
روی صد گلبرگ نوشتم

#دوستت_دارم_تو_را

جیران سن هارالسان؟رفسنجان همدان تهران شمال تبریز بالاسسان😉😍🧿

#saharshehim💖

#عاشقانه
#بهترینم
دیدگاه ها (۰)

مخزنِ الماسِ نادِر را برایت میخرمیعنی اشکِ چشمِ شاعر را برای...

بیقرارت شده ام باز قراری بگذارسبدی بوسه برایم به کناری بگذار...

من که مجنونت شدم ذکرم فقط رؤیا شدهمضطرب بر حال من دیگر خود د...

دستهایت را دورمن گره بزن مرا وادار به گفتن نامت کن،مثل نخی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط