مردی برای خود خانه ای ساخت و از خانه قول گرفت که تا وقتی

مردی برای خود خانه ای ساخت و از خانه قول گرفت که تا وقتی زنده است به او وفادار باشد و بر سرش خراب نشود و قبل از هر اتفاقی وی را آگاه کند.

مدتی گذشت ترکی در دیوار ایجاد شد مرد فوراً با گچ ترک را پوشاند. بعد ازمدتی در جایی دیگر از دیوار ترکی ایجاد شد و باز هم مرد با گچ ترک را پوشاند و این اتفاق چندین بار تکرارشد و روزی ناگهان خانه فرو ریخت.

مرد باسرزنش قولی که گرفته بود را یادآوری کرد و خانه پاسخ داد هر بار خواستم هشدار بدهم و تو را آ‌گاه کنم دهانم را با گچ گرفتی و مرا ساکت کردی این هم عاقبت نشنیدن هشدارها.....!

📕 مثنوی معنوی
✍🏻 #مولانا
دیدگاه ها (۰)

🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹👌عاقل را اشارتی کافیست!📝یک داستان از مثنوی معنویمردی ...

عاقل را اشارتی کافیست !👌▪️مردی برای خود خانه‌ای ساخت و از خا...

🔅#پندانه✍ به هشدارها دقت کن🔹مردی برای خود خانه‌ای ساخت و از ...

وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ...

داستان ،کوتاه ،وخواندنی ،و آموزنده برای ،گروههای ،مذهبی ،کان...

با افتخار دهه شصتی هستم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط