در این روزهای سرد زمستان

در این روزهای سرد زمستان
دلم خانه‌ای به گرمی روزگار قدیم می‌خواهد
روزگاری که همه چیز رنگ دگر داشت
غصه پر رنگ نبود
غم آشیانه نداشت
صفا، صف اول بود
محبت پایان نداشت
کاش آن روزها تکرار داشت
کاش زمان نقطه توقف داشت
خلاصه بگویم، جهانم روزگاری از جنس قدیم داشت...
دیدگاه ها (۱)

وقتی تنهاییمدنبال دوست میگردیمپیدایش که کردیمدنبال عیبهایش م...

اگر بین برنده شدنو شاد بودن مجبور به انتخاب شدی ،همیشه شادی ...

هیچوقت، آرزو نکن جای کسی باشی!آرزو کن، روزی برسه که دیگران آ...

محبت، تنها چیزیستکه با بخشیدن زیادتر می شودو همیشه لازم نیست...

قدیم ترها خوشبختی ساده بود،یک ایوان بود و روزهای #جمعهبا ماد...

روزگار، بی‌رحمانه از میان انگشتانم گریخت؛ بی‌آنکه بدانم، بی‌...

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط