هر لحظه ممکن بود جآنم را از دست بدهم

هر لحظه ممکن بود جآنم را از دست بدهم

و خون ریزی ام بیشتر می شد

درحآلی که لباسی سفید رنگ پوشیده بودی

مرآ در آغوشت گرفتی

و بآ تمآم توآن مرآ در آغوشت فشآر دآدی

با اینکه می دآنستی لَک های خون نمی رود

در آغوشم گرفتی

این کآر...


بهترین ترآپی بود که می توآنستم



در آخرین لحظه زندگی ام تجربه کنم..


















&محفل آبی_
دیدگاه ها (۰)

آیا نباید برای این مرد رگ زد؟,

ولی...چرا؟:)

..:))

نه اون همش من نیستم....:))

ملاقات او ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط