(کشتار مافیا)

(کشتار مافیا)
«پارت 1»
11سال قبل
گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن نکن این کارو عزیزم
چانگسو: زنیکه هرزه پول منو خرج میکنی هااا (صدا نسبتا بلند)
گو هاجین: نه من این کارو نکردم عزیزم نزن منو بچه ها اذیت میشن( گریه)
چانگسو: خفه شو میگم زنیکه (درحال زدن گو هاجین)
ویو سوجین: دیشب یواشکی پول تو جیبی پدرمو ورداشت و صبح که رفتم مدرسه دلم کیفی خوشگلی که دیروز دیدم رو رفتم خریدم و کم کم راهی خونه شدم (پرش زمان رسیدن به خونه) سوجین وقتی رسیدم خونه دیدم پدرم داره مادرمو کتک میزنه خواهرم برادرم رو بغل کرده و گریه میکنه خیلی تعجب کرد بودم چون این اولین باری نبود که این صحنه رو میدیدم ولی این دفعه فرق داشت دویدم سمت پدرم هولش دادم اونور که دیدم مادرم دیگه نفس نمیکشه خیلی ترسید بودم
سوجین: مامان بلند شو مامان صدارمو میشنوی مامان( ترسید لرزون)
چانگسو: دختره هرزه چطور جرعت میکنی منو اونور هول بدی (بلند)
سوجین: چی چیه مگه چیکار کردم خسته نشدی از بس مارو به بار کتک بستی هروقت که قمار میکنی میبازی سر ما خالی میکنی یا وقتی که مستی بازم مارو کتک میزنی مگه ما چیکار کردیم که باهامو اینجوری میکنی ها قاتل عوضی (عصبی بلند حرفشو زد)
چانگسو: دختره عوضی جدیدا زبونت برام یه متر شده دخترای مثل تو باید خوب کتک بخورن تا مغز شون سر جاش بیاد (شروع کرد به کتک زدن سوجین)
سو: بس کن پدر لطفا نکن این کارو (با گریه فریاد) بلند شد دوید رفت دست پدرش رو گرفت گفت بس کن پدر لطفا ولی چانگسو شروع کرد به کتک زدن سو گلد های محکمی به شکم سو میزد سوجین به زور بلند شد که فرار کنه که چانگسو موها سوجین رو گرفت کشید و دوباره شروع کرد به کتک زدن سوجین که سوجون که درحالی که داشت گریه میکرد گفت
سوجون : بس کن شیطان نزن بسه دیگه (گریه شدید ترسیده)
چانگسو: آره من شیطانم یه شیطان که هیچ کسی ندیده میخوای تو هم مثل مادرت به دست این شیطان بمیری پسره عوض و بعدش رفت تو آشپزخونه و چاقو رو ور داشت وبه سمت سوجون هجوم اورد وهمین که میخواست به سوجون رو بزنه سو خودشو انداخت رو سوجون و به جاش چاقو خورد
چانگسو: بمیر دختره عوضی حقته بمیر (یه بار دیگه به سو چاقو زد)
سوجین: سو نه سو نه لطفا بلند شو سو (بلند) و سوجین که داشت تلاش میکرد بلند شه دوباره اسم سو رو صدا کرد میکشمت مرتیکه عوضی سوجون که خیلی ترسید بود وهم تو شک همین که چانگسو میخواست بزنتش بیهوش شد و دست سوجون برید شد سوجین که کم کم داشت چشماش تار میدید به زور خودشو رو بلند کرد و چوبی که کنار دیوار بود رو ورداشت و دیوید سمت پدرش و محکم زد بهش که افتاده روی زمین سوجین یه بار دیگه زدش و چاقوی که تو دست پدرش بود رو ورداشت و محکم زد به قلبش و بعد یکم رفت عقب و همون جا نشست
(پایان پارت اول)
امیدوارم که خوشتون اومد باشه
دیدگاه ها (۰)

https://splus.ir/massacremafiaو این لینک فیک تو سروش اگه خوا...

این اولین فیک من هستش امیدوارم که خوشتون بیاد اگه از خلاص دا...

اسم رمان : کشتار مافیا « ژانر : عاشقانه / مافیای / جنایی /...

واقعا متوجه نمیشم چرا این کارو میکنن بس کنید مگه چیکار کرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط