گمنامی او را نمی فهمند نامی ها

گمنامی او را نفهمیدند نامی ها
هرگز نشد آشفته از بی ‌احترامی ها
آری نشان از داغی بازار تهمت هاست
وقتی که خالی می شود دورت ز عامی ها
در مهربانی شهره بود آنقدر که حتی
خوردند از نان حلال او حرامی ها
حتی سگی را رد نکرد از سفره لطفش
لبخند میزد در جواب بی مرامی ها
در بین شهری که محبت را نمی فهمید
تنها حسن هم‌سفره می شد با جذامی ها
من شک ندارم کام او با زهر شیرین شد
زهری که مرهم بود خود بر تلخکامی ها
 
شاعر : محسن کاویانی
دیدگاه ها (۰)

داغی اگر نبود که گریان نمی‌شدیم لطفی اگر نبود مسلمان نمی...

من عشقت رو به همه دنیا نمی‌دم🥺🚩#پرسپولیس#پرسپولیسم_آرزوست#پر...

https://wisgoon.com/plicx قول میدی ؟

😊🍃مشخصات سریال#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #بامداد_خمار 😊🍃اگه ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

❤️جمعه ها بهار  صلوات هستدهانمان را خوشبو کنیم به ذکر شریف ص...

🇾🇪🇮🇷 ازدواج یک دانشجوی یمنی با دختری ایرانی در تجمع شبانهإهد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط