ی داستان میخام بنویسم...

ی داستان میخام بنویسم...
البته میدونم خیلی گوهه...

مقدمه اش اینه ک دو تا سرباز از سربازهای تازه وارد تو پادگان اولش از هم متنفرن و اگ کمکی ب هم میکردن فق ب خاطر منفعتشون یا تو خطر نیوفتن کمک میکردن
و متاسفانه با اتفاقاتی ک پیش میاد اونا هعی کنار هم باید بمونن و تحمل کنن همو...

اما بین این همه نفرت و عصبانیت.. عشق کم کم بینشون ایجاد میشه و خورده خورده کمتر از دست هم حرص میخورن

اما این فق ی تیکه کوچیک از این داستانه...
وقتی میرن ب کاخ پادشاه تا خدمت کنن به پادشاه همه چی به هم میخوره و فاصلشون از هم هر لحظه دورتر میشه....



ژانرش عاشقانه اسمات کلاسیک امگاورس
میگم...
ب نظرتون شیپ تهکوک توش باشه؟!

و میشه برا اسمش ایده بدین؟!

نظر بدین لطفااااا
و اگ خوشت میاد لایک کن
اگ لایکا بیشتر از ³⁵ بشه میزارم
البته ممکنه دیر تر بزارم چون باید بنویسمشون😕
دیدگاه ها (۸)

اینارو میگم ک بدونید تو ذهن این کودن ها چی میگذره.اینا واقعا...

بچه های این کانال نتنها از اتفاقاتی ک برای دنبا میوفته سوپرا...

ترامپ در تروث: آخرین نیروهای آمریکایی از عراق خارج می‌شوند؛ ...

امام سید مجتبی خامنه ای :بزودی امریکا دریای عرب هم خالی خواه...

👈👈👈👈👈👈👈👈مهم یک موضوعی رو برات میگممنتهی نیاز هست خودت هم یکم...

‼️‼️‼️اعلام خطر‼️‼️‼️دو ماه آینده شرکت توی تجمعات به همه واج...

عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی) ای...

وایب فیک تغیرر کردهه

موعرفی نویسنده جونتون

sinister mansion:پارت اول.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط