من با چشمان تو

من با چشمان تو
اندوه آزادیِ هزار پرنده ی بی راه را
گریسته بودم
و تو
نمی دانستی…🦋🌹❤
دیدگاه ها (۰)

گاهی به این فکر میکنم که تو چقدر میتوانی نباشیچقدر میتوانی م...

باز جمعه وپرسه زدنهای من در کوچه های بن بست خیال با ترانه ها...

‏بعد منتصف الليل كل شيء يصبح هادئ إلا قلبي‏بعد از نیمه شب هم...

تقویمـ دلمـ روزهاے جمعہ فراوان دارد...هوایش دلتنڪَ ،ابرهایش ...

مشکلات به سبکی هوا ، عشق به عمق اقیانوس ، دوستی به محکمی الم...

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده ی عاشقی بودم که میان ...

شاعری...چیز قشنگی است خصوصا وقتیغزل از گوشه یچشمان توالهام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط