غدیــرخـم:اعـلام ولایـت
غدیــرخـم:اعـلام ولایـت
از لحظهای که کاروان به غدیرخم رسید…
مردم از هر سو جمع شدند، نگاهها خیره به راهِ نور بود.
در همان هنگام، پیامبر خدا دست علی(ع) را بالا برد
و ندای آسمان، در دل زمین نشست:
“هر که من مولای اویم، علی مولای اوست!”
همه دانستند که این بیعت، فقط یک رسم نبود…
امتحانِ ایمان بود، به نشانهی ولایت.
مردان آمدند، دست در دستِ بیعت گذاشتند،
و برای اعلام پیوندشان با حق، پیوسته دست تکان دادند…
تا جهان بفهمد عشقِ ولایت، پایان ندارد.
سپس نوبتِ زنان رسید…
آنان نیز برای بیعت، آمدند و با نگاهی استوار گفتند:
“ما هم در این راه همراهیم.”
و چه نشانهای زیبا…
دستها را داخل حوض گذاشتند، تا در آبِ بیعت، پیمانشان جاری شود.
آن روز، غدیرخم شد…
روزِ ماندنِ حق در دلها، تا همیشه.♥️
از لحظهای که کاروان به غدیرخم رسید…
مردم از هر سو جمع شدند، نگاهها خیره به راهِ نور بود.
در همان هنگام، پیامبر خدا دست علی(ع) را بالا برد
و ندای آسمان، در دل زمین نشست:
“هر که من مولای اویم، علی مولای اوست!”
همه دانستند که این بیعت، فقط یک رسم نبود…
امتحانِ ایمان بود، به نشانهی ولایت.
مردان آمدند، دست در دستِ بیعت گذاشتند،
و برای اعلام پیوندشان با حق، پیوسته دست تکان دادند…
تا جهان بفهمد عشقِ ولایت، پایان ندارد.
سپس نوبتِ زنان رسید…
آنان نیز برای بیعت، آمدند و با نگاهی استوار گفتند:
“ما هم در این راه همراهیم.”
و چه نشانهای زیبا…
دستها را داخل حوض گذاشتند، تا در آبِ بیعت، پیمانشان جاری شود.
آن روز، غدیرخم شد…
روزِ ماندنِ حق در دلها، تا همیشه.♥️
- ۹۲
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط