بازم مثل همیشه کپشننن👈🏻👉🏻💘😫

بازم مثل همیشه کپشننن👈🏻👉🏻💘😫

عروسک من😈🔞

پارت هفتاد و شش

دستمو تو جیبم فرو بردم و با اخم و نگاه تمسخر آمیزی
لب برچیدم

+تو اینجا چه غلطی میکنی

با عشوه که داشت حالمو بهم میزد نزدیکم شد

-اومدم دوباره مال هم شیم نیک

دستشو جلو اورد که با پوزخندی دستشو انداختم پایین

+برو هررررییی

با قدمای آهسته نزدیکم شد و دستشو کشید روی قلبم
با بوی بد دهنش هلش دادم عقب و لب برچیدم

+یکی نمیاد جمعت کنه گفتم که هرررریی

چهره بغض خرکیشو بهم داد و لب برچید

-نیک بخاطر اون ه.رزه اینکارو میکنی

سیلی محکمی زدم تو گوشش

+دفعه اخرت باشه به عروسکم میگی ... میندازمت جلو اونا
از جلو و عقب پارتت کننت هوم شیرفهمه گمشو

خودشو جمع کرد و رفت بیرون

"فرشته"

آفتاب توی چشمام میزد یه پلکه امو باز کردم که بازوی گنده نیک دور تنم بود

انگار محاصره شدم دستمو به آرومی روی رگ دستاش حرکت
دادم اخ واقعیه

یهو م.m.ه امو فشرد که آ.ه ریزی از دهانم خارج شد

با تک خنده ای و نفسای گرمش لب برچید

-جووون عجب گرده

+بخدا میکشمت

-حاضرم خونم به دستای تو ریخته شه

از بازوش گاز گرفتم که یکم بعد عقب کشید

چشمامو دادم به چشماش و با حرص لب برچیدم

+دردت نگرفت

-نچ عروسکم

#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی

از این به بعد اینجوری پیش میره >>>>😈💘

روزاشون🥹💘 شب هاشون 😈🚫
دیدگاه ها (۱)

کپشن ملکه های خوشگلم🙃💘عروسک من😈🔞پارت هفتاد و یک -به چی زل زد...

کپشننن مهمهه😈🎀پارت چهل عروسک من😈🔞رفت سمتی که پشت سرش راه افت...

کپشننننن گلیاااا🎀🖇عروسک من😈🔞پارت پنجاه و چهار+وا نیشگون واس...

کپشنننننن🎀🤭عروسک من😈🔞پارت سی و نهم "فرشته"نیمه شب بود دستام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط