مامانم بچه که بودم خیلی قهر میکرد باهام. بی‌دلیل. مدام با

مامانم بچه که بودم خیلی قهر میکرد باهام. بی‌دلیل. مدام باید پشت سرش روی نوک پا راه میرفتی که محبتش ازت دریغ نشه. حالا بزرگ شدم و شدم یه آدمی که برای این که محبت ادما ازم دریغ نشه همش رو نوک پنجه‌ی پاهامم. مدام دارم سوال میپرسم از ادما که ناراحت شدی از من؟ کاری کردم؟
دیدگاه ها (۰)

ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

وقتی مرگخوار شدن و بهت نگفتن برای اینکه اسب نبینی ازت دوری م...

پارت آخردکتر: عااا نگران نباشید..ایشون چون مشکل قلبی دارن نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط