دیگر نمیدانستم با خودم چه کنم

دیگر نمی‌دانستم با خودم چه کنم
دلهره‌های بسیار، غم‌های ناگهان
رنجش‌های عجیب و امیدهایی ناتمام که هنوز زاده نشده درونم میمردند
دیدگاه ها (۰)

تو خودم میرمو میگیرم فکرتو بغل(:

هرچه بیشتر میگذره دلم میخواد بیشتر ساکت باشم و راجب هیچی با ...

بلدم تکیه کنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

🩷💚 من عادت دارم که حال خودم را ، خودم خوب کنم که عصر های دلگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط