part

#part_3
#آرتیست_منحرف
«اون دوتا رفیق غرق مشغول صحبت و اتفاقات اخیر که براشون رخ داد بود بودند
بعد از خوردن نوشیدنی هاشون بلند شدند و رفتند حساب کردند یکمی واسه جیمین سخت بود از اون کافه قشنگ دل بکنه... اما بیخیال بازم که میاد به اینجا!...تاریکی شب باعث شده بود نور و ستاره ها کاملا بدرخشند...نگاه کوتاهی به آسمون انداخت آروم سمت ماشین رفتند سوار شدن...توی طول مسیر حرف زیادی بینشون رد بدل نشد تا موقع رسیدن به خونه...»
jm:فعلا آقا خرگوشه به آقا ببرِ سلام برسون (خنده)
jk: خداحافظ جوجه چشم بهش میگم (لبخند خبیث)
jm:کی به کی میگه جوجه...من از تو بزرگترما بچهه...!
jk:خب که چی من از تو بیشتر عضله دارم بلند ترم...
jm:برو تو خونه آنقدر چرت پرت نگو خداحافظ...
jk:(خنده تکون دادن دست)
«سکوت شب باعث میشد جیمین آرامش بگیره دیگه از هیاهو شهر هم که شده یکم فاصله بگیر...بعد از حدود ۳۰ دقیقه رانندگی...که در میان اون به خیابان ها و ماشین های تک توک‌ نصفه شبی توی خیابون نگاه می انداخت...رسید خونه کلید توی در چرخوند مثل همیشه وارد شد... بلافاصله سمت اتاقش رفت...رفت داخل حموم...کاری که عاشقش بود...از نظر خودش بعد از این همه خستگی فقط به دوش که همه چیو از بین می‌بره...»
پایان پارت ۳
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
دیدگاه ها (۳)

#part_2#آرتیست_منحرف«با صدای گارسون دست از حرف زدن برداشتند»...

#part_1#آرتیست_منحرف"طبق همیشه جلو در خونه جونگکوک وایساده ب...

پسری که قلبم رو برد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط