آن که از دشمن برای من خبر آورده بود

آن که از دشمن برای من خبر آورده بود
پیش دشمن هم یقینا غیبتم را کرده بود

بارها روی رفیقانم قسم خوردم ولی؛
آن رفیقی که زمینم زد نمک پرورده بود..
دیدگاه ها (۱۸)

قلبمو احساس نمیکنمانگار یه جای خالی اینجا تو سینمیه جای خالی...

من واقعاً از وضعیتم خبر ندارمهم دلم میخواد تا فردا صبح بی وق...

بگذار من برایت چای بریزمآیا گفتم که تو را من دوست دارم؟آیا گ...

میان آغوش‌های نا امندنبال امنیت می‌گردیکمی بایستخود را در آغ...

#عاشقانه_های_من#شعر #حرف #حرف_دل #دکلمه#دکلمه_های_زیبا#شعر #...

🚨به خدا قسم،فرصت برای تکرارِ اشتباه نداریم🚨هزینهٔ تسلیم بیشت...

پارت ۱۶خون جلوی چشم های اوبیتو را گرفته بود، زاویه دیدش تغیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط