برای دیدنت از مرز آفتاب گذشتم

برای دیدنت از مرز آفتاب گذشتم
به دم دمای غروب از پسِ شباب گذشتم
به این امید که می نوشم از سبوی نگاهت
ز ارغوانی هر جام پر شراب گذشتم
هزار گردنه ی سخت را به شوق وصالت
به پای خسته دویدم به صد شتاب گذشتم
برای آنکه زلال و  روان ببینمت ای عشق
به پای سرو روانت چو جوی آب گذشتم
تمام عمر زدم پرسه ی شبانه و تا صبح
ز کوچه های غمت با دل کباب گذشتم
حال که هستی قهوه ام را باعشق می نوشم
دیدگاه ها (۰)

خواهم که شب جمعه‌ای از خانه خمارآیم به در صومعه زاهد دین دار...

tatins, dick Grayson..... تایتان ها ، دیک گریسون

خدا لعنتت کنه ‌⛲️ ‌‌ ♡ ㅤ  ❍ㅤ    ⎙ㅤ     ⌲   ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ    ˢᵃᵛᵉ  ...

تو سریالای کره ای به شیشه تکيه میدن شکوفه و برگ های زرد نگاه...

طنز

امروزتون پر از اتفاقای خوب و خوش همراه با شادی و لبخند 😘🫂🍁

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط