اومد با بغض و گره شروع رد

اومد با بغض و گريه شروع كرد:
همه چى تموم شد
ازم خواست ديگه مزاحمش نشم
لا به لاى
هق هق زدنش گفت:
من فقط تنها گناهم اين بود
بى اجازه
عاشقش شدم😊


#خاطرات_تلخ
#تنهایی #تکست_خاص
دیدگاه ها (۴)

تو از شدت درد دیوانه می‌شوی و آنها دردهایت را نه، تنها دیوان...

عشق میتونه باعث بشه غمگین ترین یا خوشحالترین فرد جهان باشی😊#...

اگه بخوام فراموشت کنم ، میتونم! شاید نمیخوام فراموش بشی😊✌🏻#ت...

در معرکه عشق ز جرأت خبری نیستغیر از سپر انداختن اینجا سپری ن...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۱۳ویو املیا بعد از تموم شدن رسومات ...

ارباب مغرور

دلباخته. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط