𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀
پارت ۲۱
+ اون چیه
-ااا... بیدار شدی؟ چیز خاصی نیست.
تهیونگ سریع آلبوم رو بست.
+بدش به من.
-نه، چیزی نیست. چرا اینقدر کنجکاوی؟
+تهیونگ، بدش به من.
-گفتم چیز خاصی نیست دیگه...
لیا با اخم دستش رو جلو برد.
+بده!
تهیونگ با کلافگی نفسش رو بیرون داد.
-باشه بابا، بگیر...
لیا آلبوم رو باز کرد و با دیدن عکس مکث کرد.
+این که کام جونه...
-آره دیگه.
+کام جون فقط یه پسر به اسم جونگکوک داره.
تهیونگ ساکت موند.
لیا به عکس نگاه کرد. کام جون دو نوزاد رو در آغوش گرفته بود.
+خب اینجا دوتا بچه هست!
عکس رو آروم از آلبوم بیرون کشید و پشتش رو نگاه کرد.
+اینجا یه شماره نوشته...
تهیونگ چیزی نگفت.
لیا شماره رو گرفت.
+الو؟
=سلام، اگه با جی وو کار دارید، اون الان سرش شلوغه.
+سوهوووووووووو!
-بذار رو اسپیکر.
+منم، لیا.
=لیا؟! تو شمارهی جی وو رو از کجا داری؟
+پشت یه عکس بود.
=چه عکسی؟
+یه عکس قدیمی از کام جون... توی آلبوم مادربزرگ.
سوهو چند لحظه سکوت کرد.
=خب، چی شده؟
لیا نگاهش رو از عکس برنداشت.
+توی عکس کام جون دو تا بچه رو بغل کرده.
=دو تا بچه؟
+آره... ولی کام جون فقط جونگکوک رو داره.
سوهو با تعجب خندید.
=خب شاید عکس مال قبل از به دنیا اومدن جونگکوک باشه.
لیا چیزی نگفت.
فقط دوباره به شمارهی پشت عکس نگاه کرد...
---
خب خب سلام بچه اسلاید بعد عکس توی البوم هست
درباره شرط ها هر کدوم از 3 پارتی که گذاشتم رو میتونید شرط هاشو برسونید خیلی دوستون دارم بای بای راستی اینم بگم داستان اصلی تازه شروع شده...
+ اون چیه
-ااا... بیدار شدی؟ چیز خاصی نیست.
تهیونگ سریع آلبوم رو بست.
+بدش به من.
-نه، چیزی نیست. چرا اینقدر کنجکاوی؟
+تهیونگ، بدش به من.
-گفتم چیز خاصی نیست دیگه...
لیا با اخم دستش رو جلو برد.
+بده!
تهیونگ با کلافگی نفسش رو بیرون داد.
-باشه بابا، بگیر...
لیا آلبوم رو باز کرد و با دیدن عکس مکث کرد.
+این که کام جونه...
-آره دیگه.
+کام جون فقط یه پسر به اسم جونگکوک داره.
تهیونگ ساکت موند.
لیا به عکس نگاه کرد. کام جون دو نوزاد رو در آغوش گرفته بود.
+خب اینجا دوتا بچه هست!
عکس رو آروم از آلبوم بیرون کشید و پشتش رو نگاه کرد.
+اینجا یه شماره نوشته...
تهیونگ چیزی نگفت.
لیا شماره رو گرفت.
+الو؟
=سلام، اگه با جی وو کار دارید، اون الان سرش شلوغه.
+سوهوووووووووو!
-بذار رو اسپیکر.
+منم، لیا.
=لیا؟! تو شمارهی جی وو رو از کجا داری؟
+پشت یه عکس بود.
=چه عکسی؟
+یه عکس قدیمی از کام جون... توی آلبوم مادربزرگ.
سوهو چند لحظه سکوت کرد.
=خب، چی شده؟
لیا نگاهش رو از عکس برنداشت.
+توی عکس کام جون دو تا بچه رو بغل کرده.
=دو تا بچه؟
+آره... ولی کام جون فقط جونگکوک رو داره.
سوهو با تعجب خندید.
=خب شاید عکس مال قبل از به دنیا اومدن جونگکوک باشه.
لیا چیزی نگفت.
فقط دوباره به شمارهی پشت عکس نگاه کرد...
---
خب خب سلام بچه اسلاید بعد عکس توی البوم هست
درباره شرط ها هر کدوم از 3 پارتی که گذاشتم رو میتونید شرط هاشو برسونید خیلی دوستون دارم بای بای راستی اینم بگم داستان اصلی تازه شروع شده...
- ۴.۲k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط