اصکیممنوع

#اصکی_ممنوع🚫
درد تورو به چه روزی انداخت؟

از خود بگویم!؟ مگر چیزی میتوان گفت؟
از احساساتی که اکنده از غم و ناراحتی و خشم و نفرت و امید است!؟
یا از دستانی که توی جوانی شروع به لرزش کرده؟
یا شاید هم اعصابی که دیگر کشش آدم ها و زندگی کردن را ندارد؟
نمیدانم چگونه به اینجا رسیدم اما... دروغ میگن بزرگ میشی یادت میره... هرچی گذشت خاطرات تلخ بیشتر هجوم اوردن... حس نفرت از هر چیز شتر جان گرفت.. حال دیگر نه دوستی برایم مانده نه اشنایی... فکر کنم تاوان بزرگ شدن تنهاییست
دیدگاه ها (۴)

#اصکی_ممنوع❌

🤌

بد شد..#اصکی_ممنوع❌

ببخشید که بهت اهمیت میدم. فکر میکردم لیاقتشو داری.#اصکی_ممنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط