عشق اجباری

ویو ا/ت
سلام اسم من شین ا/ته و 23 سالمه و در یک خانواده پولدار بدنیا اومدم و تو یه دانشگاهه معروف لندن درس خوندم و الان مدیرعامل یه شرکت تو کره هستم...
مامان و بابام همیشه یا فرانسه هستن یا کره جنوبی چون اونا یه شرکت معروف برند رو اداره میکنن و معمولا زیاد نمیان کره
یه برادر بزرگتر از خودم دارم اسمش شین هیون ووئه اون 30 سالشه و همیشه هوامو داره چون میدونه بابام وقتی بیاد کره همیشه منو کتک میزنه اما مامانم از بابام بدتره منو نمیزنه ولی شکنجه روحیم میکنه و اوپام(تو کره دخترا به برادراشون میگن) اون رئیس شرکتیه که من توش کار میکنم


ویو کوک

سلام اسم من جئون جونگ‌کوکه و 28 سالمه و شغل اصلیم هک کردنه و عضوی از یک گروه هکر تو مکزیکو ام و شغل فرعیم کارهای شرکت و کارخونه بابام رو تو کره انجام میدم
پدر و مادرم تو ونکوور زندگی میکنن و بعضی وقتا برای پز دادن میان کره و به دوستاشون سر میزنن
یه خواهر دارم از خودم بزرگتره اون 29 سالشه و بهش میگم اونی(تو کره به دخترای از خودشون بزرگتر میگن)و اون یکی از مدلای معروف جهانه و خیلی پولداره رابطم باهاش خیلی خوبه اما با پدر و مادرم اینطوری نیستم

حمایت میشه بزارم🥺✨️
دیدگاه ها (۱)

پروفمون عوض شد گممون نکنید😁🪐✨️

پارت ¹"عشق اجباری"ویو ا/تبا صدای زنگ آلارم گوشیم بیدار شدم ی...

معرفی فیک

سلام دوستان میخوام فیک بنویسم حمایت کنین...

آواز عشق♣️part:1♣️ ا/ت ویو:خب خب سلام من جانگ ا/ت هستم یه دخ...

رمان :قرارداد سرنوشت

پارت هشتمباهم سوار موتور شدین و یه گوشه شینیچیرو زد کنار و پ...

آتیشی که از بارون شروع شد part 41ا. ت: جونگکوک؟جونگکوک: چی؟ا...

دنیای ما

پارت . 30

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

اورلورا

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط