عاشقانه

نَنِشان زلف پریشان که شکارم بکنی
بِنِشان ساغر چشمان که خمارم بکنی‌
بچِشانی به لبم جرعه ای از جام لبت
من سبوخواهم و تو باده نثارم بکنی
بی نیازم کنی از مستی و مخموری و می
واپسین لحظۀشب مست و خسارم بکنی
شوَم آن مست شراب از لب مستانهٔ تو
به فضیلت برسانی و محارم بکنی
سحرم آید از آن وصل لبانی که مرا
به وصال شب پیشینِ قرارم بکنی
دیدگاه ها (۰)

ننشان زلف پریشان که شکارم بکنیبنشان ساغر چشمان که خ...

تا خورده گره دل به سر زلف تو هر سوزخمی زده بر قلب من از خنجر...

مفیده 👌

مفیده 👌

گوش کن 👏

مفیده..‌لایک کنید... جبران می‌کنم 🙏

مفیده..‌بفرنا برای این کلیپ لایک امتیاز بدید..فقط اخطار و گز...

تقدیم به هرچی مریم هستش

💔💔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط