بیا ای شیرین ترین رؤیا...

چشمها پرسش بی‌پاسخ حیرانی‌ها

دست‌ها تشنه تقسیم فراوانی‌ها

با گل زخم، سر راه تو آذین بستیم

داغ‌های دل ما، جای چراغانی‌ها

حالیا! دست کریم تو برای دل ما

سرپناهی است در این بی‌سر و سامانی‌ها

وقت آن شد که به گل، حکم شکفتن بدهی!

ای سرانگشت تو آغاز گل‌افشانی‌ها!

فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید

فصل تقسیم غزل‌ها و غزل‌خوانی‌ها...

سایه امن کسای تو مرا بر سر، بس!

تا پناهم دهد از وحشت عریانی‌ها

چشم تو لایحه روشن آغاز بهار

طرح لبخند تو پایان پریشانی‌ها

قیصر امین پور
دیدگاه ها (۶)

دلنوشته...

لبخند تو...

ما را به مصیبت آشنا کرد دستی که تو را ز ما جدا کرد...

رفتند عزیزان و مرا قافله ای نیست...

‌چشم‌ها ، پرسش بی‌پاسخ حیرانی‌ها دست‌ها، تشنه تقسیم فراوانی‌...

هین سخن تازه بگو ...

چشم ها پرسشِ بی پاسخ حیرانیهادستها تشنه ی تقسیمِ فراوانیهابا...

...چشم ها، پرسش بی پاسخ حیرانیهادستها، تشنه ی تقسیم فراوانیه...

این نوروز چند هزارساله و فرزندان ایران بدون مرز

وقت آن شد که به گُل حکم شِکُفتن بدهی ای سرانگشت تو آغاز گل ...

‌‌‌وقت آن شد که به گُل حکم شِکُفتن بدهی ای سرانگشت تو آغاز ...

وقت آن شد که به گُل حکم شِکُفتن بدهی ای سرانگشت تو آغاز گل ا...

‌‌‌وقت آن شد که به گُل حکم شِکُفتن بدهی ای سرانگشت تو آغاز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط