من از زندگی تصورات دیگری داشتم

من از زندگی تصورات دیگری داشتم
من فکر می کردم آدم ها پای حرف هایشان
قول هایشان و‌ ادعاهایشان می ایستند
فکر می‌کر‌دم نباید سخت گرفت
و تصورم از همه چیزبه ساده ترین شکل بود
امااین ها هیچکدام در زندگی نبود
آدم ها مسئولیت نپذیرفتندو استعداد عجیبی
در شانه بالا انداختن داشتند
دیدم سادگی قشنگ است
اما همه جا کارآمد نیست
من روزهای سختی را گذراندم
تا به این‌ نتیجه رسیدم
که هیچکس برایم قابل‌ اعتماد نیست
که به هیچکس جز خودم
و حرف ها و قول های خودم تکیه نکنم..
دیدگاه ها (۱)

حرف‌هایی هستکه باید به تو بگویممثلا بگویم بودنت حواسم را پرت...

دليل تمام استرساضطراب و افسردگى‌هایمان اين است كه:وجود خودما...

سلام قابل توجه بعضیا که همچین فیلمی کفرآمیزی رو در فضای مجاز...

Part 8

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط