نه قدر وصال تو هر مختصری داند

نه قدر وصال تو هر مختصری داند
نه قیمت عشق تو هر بی خبری داند

هر عاشق سرگردان کز عشق تو جان بدهد
او قیمت عشق تو آخر قدری داند

ان لحظه کـه پروانه در پرتو شمع افتد
کفر اسـت اگر خودرا بالی و پری داند

سگ بـه ز کسی باشد کو پیش سگ کویت
دل را محلی بیند جان را خطری داند

گمراه کسی باشد کاندر همه ی عمر خود
از خاک سر کویت خودرا گذری داند

مرتد بود ان غافل کاندر دو جهان یکدم
جز تو دگری بیند جز تو دگری داند

برخاست ز جان و دل عطار بـه صد منزل
در راه تو کس هرگز بـه زین سفری داند...

خیالارمدا سنی یاشادرام من🌸💗💗🌸

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۱)

اي دل اگر عاشقی در پی دلدار باشبر در دل روز و شب منتظر یار ب...

ای هجر تو وصل جاودانی اندوه تو عيش و شادمانیدر عشق تو نيم ذر...

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم عشق تو رسوای جهان ...

حکایت زیباآهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عم...

همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست؟یا چو من هجر تو را هیچ گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط