معرفی کتاب
معرفی کتاب:
اسم؟ سپر گنجشکها
خلاصه:
در سرزمین باستانی کالاندرا، خدایان برای یادآوری قدرتشان، هیولاهایی مرگبار به پنج پادشاهی فرستادهاند تا انسانها هرگز فراموش نکنند که باید تسلیم خدایان باشند. اودسا، شاهزاده بزرگ پادشاهی کِوانتیس، تمام عمرش را در سایهی خواست دیگران سپری کرده؛ در سایهی پدر سلطهگرش و در نقش دختر مطیعی که باید با ازدواج سیاسیاش پیمان صلحی باستانی، موسوم به سپر گنجشکها، را با خون خود مهر کند. اما روزی که شکارچی افسانهای هیولاها پا به تالار پادشاه میگذارد، همهچیز تغییر میکند. او در سفری ناخواسته با مردی بیرحم و مرموز همراه میشود؛ جنگجویی که از او نفرت دارد، اما به شکلی عجیب سرنوشتشان به هم گره خورده است.
در مسیر گذر از سرزمینهای ویران و دهکدههایی که از هیولاهای «کروکس» میگریزند، اودسا درمییابد که درون این پیمان صلح، رازی تاریک نهفته است. زاویر، شاهزادهی ساکت و بیاحساس توران، همان مردی نیست که او فکر میکرد. شوهر واقعیاش، رَنسوم زاویر وُلف، همان نگهبان خاموشی است که سوگند ازدواج را بهجای شاهزاده خوانده بود… مردی که با خون آلوده به ویروسی ناشناخته، نیمی انسان و نیمی هیولاست. میان نفرت و جاذبهای ناخواسته، عشق آرامی شکل میگیرد؛ عشقی که بهایش جنگ با سرنوشت و با خدایان است.
اسم؟ سپر گنجشکها
خلاصه:
در سرزمین باستانی کالاندرا، خدایان برای یادآوری قدرتشان، هیولاهایی مرگبار به پنج پادشاهی فرستادهاند تا انسانها هرگز فراموش نکنند که باید تسلیم خدایان باشند. اودسا، شاهزاده بزرگ پادشاهی کِوانتیس، تمام عمرش را در سایهی خواست دیگران سپری کرده؛ در سایهی پدر سلطهگرش و در نقش دختر مطیعی که باید با ازدواج سیاسیاش پیمان صلحی باستانی، موسوم به سپر گنجشکها، را با خون خود مهر کند. اما روزی که شکارچی افسانهای هیولاها پا به تالار پادشاه میگذارد، همهچیز تغییر میکند. او در سفری ناخواسته با مردی بیرحم و مرموز همراه میشود؛ جنگجویی که از او نفرت دارد، اما به شکلی عجیب سرنوشتشان به هم گره خورده است.
در مسیر گذر از سرزمینهای ویران و دهکدههایی که از هیولاهای «کروکس» میگریزند، اودسا درمییابد که درون این پیمان صلح، رازی تاریک نهفته است. زاویر، شاهزادهی ساکت و بیاحساس توران، همان مردی نیست که او فکر میکرد. شوهر واقعیاش، رَنسوم زاویر وُلف، همان نگهبان خاموشی است که سوگند ازدواج را بهجای شاهزاده خوانده بود… مردی که با خون آلوده به ویروسی ناشناخته، نیمی انسان و نیمی هیولاست. میان نفرت و جاذبهای ناخواسته، عشق آرامی شکل میگیرد؛ عشقی که بهایش جنگ با سرنوشت و با خدایان است.
- ۶۵۶
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط