دلم میخاد بنشینی رو به روم

دلم میخاد بنشینی رو به روم
درست رو به روم...
به فاصله ی کمتر از نیم متر!
یه جوری که نفس هات به صورتم بخوره
هی تند تند با عصبانیت حرف بزنی
هی اخم کنی... رو برگردونی... سرم غر بزنی
من هم با یه لبخند کج ساکت باشم و با حوصله گوش بدم
بعد که آروم شدی دستمو دورت حلقه کنم
سرمو بزارم رو کمرت بگم
_خب... ادامه بده
اینجوری که اخم میکنی
قلبم برات تند تر میزنه!
میدونی... راستش... من...
دعوای با تو رو...
به آشتی با بقیه ترجیح میدمم
دیدگاه ها (۳)

آخرشم یکی میاد تو زندگیمون کهنه بلده شاملو بخونهنه شبا لالای...

من در این محنت کده #تنها تو را دارم...

به نقطه ی عشق که رسیدی شورانگیز باش برای عاشقانه هایتمیان جم...

پارت ۱۵ روز باشگاه ساعت ۱۵ ظهر بومگیو استایل ورزشیش رو زد و ...

in your eyes

Fate

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط