نیستی و حالا

نیستی و حالا
تمام مردم شهر شبیه تو لباس می‌پوشند،
و خیابان‌ها عطر تو را به خود گرفته‌اند...
غم‌انگیز نیست؟
اینکه پشت به یک شهر بیاستم
و تو را صدا بزنم!
همه برگردند و به من خیره شوند،
و هیچ کدام تو نباشی!
دیدگاه ها (۰)

باز آی و دلِ تنگِ مرا مونس جان باش.....#حافظ

فرقے نمیڪند ڪنار دریا باشیوسطِ مهمانے ، ڪنج اتاقیا هر جایِ د...

ندیده، به یاد می آورم تو را،با بانگ تو، با بانگ دلنشین کلام ...

مرا با تبسمی به رویای بودنت ببرنگاه گرم آفتاب را برگیرتنت را...

چشام کاسه خوننتنها دلیل حال خوبمبگو رفتم، بیان اطرافیانت پا ...

پرده نشین

طلسم چشای بانمکت/ p11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط