او با خودش هم در نبرد بود من آن را دیدم و شنیدم من ...

او با خودش هم در نبرد بود. من آن را دیدم و شنیدم. من، راز غیرقابل درک روحی بدون محدودیت، بدون ایمان و بدون ترس را دیدم که کورکورانه با خودش در نبرد بود.

دل تاریکی -
دیدگاه ها (۰)

یک دمی آسوده نبوَد این دلِ مجروحِ من ناگفتنی های دردناک .

می‌گویند: ‏«برایت خواب‌ های خوشی را آرزومندیم»خواب زیبا به چ...

من بندهٔ آنم که خموشی داند

برای درک چاره ، بی چاره ام 

oh, sorry! 🪭 :: https://wisgoon.com/p/B2IYLULDKXداستانم را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط