شنیده بودم قلب هر کس به اندازه
شنیده بودم قلب هر کس به اندازه
مشت گره کرده اش,است
مشت می کنم
و خیره می شوم
به انگشتهای گره خورده ام
دستم را می چرخانم و دور تا دورش,
را نگاه می کنم
چقدر کوچک و نجیف باید باشد قلبم
در عجبم از این کوچک نحیف,
که چه به روز آورده وقتی تنگ می شود
می خواهم زمین و زمان را به هم بدوزم
وقتی می شکند چنگ می اندازد
به گلویم و نفس را سخت می کند
وقتی که می خواد و نمی تواند
موج موج اشک می فرستد
سراغ چشمهایم
در عجبم از این کوچک نحیف
احمد شاملو ..
مشت گره کرده اش,است
مشت می کنم
و خیره می شوم
به انگشتهای گره خورده ام
دستم را می چرخانم و دور تا دورش,
را نگاه می کنم
چقدر کوچک و نجیف باید باشد قلبم
در عجبم از این کوچک نحیف,
که چه به روز آورده وقتی تنگ می شود
می خواهم زمین و زمان را به هم بدوزم
وقتی می شکند چنگ می اندازد
به گلویم و نفس را سخت می کند
وقتی که می خواد و نمی تواند
موج موج اشک می فرستد
سراغ چشمهایم
در عجبم از این کوچک نحیف
احمد شاملو ..
- ۱.۶k
- ۱۶ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط