از ست:
از ست:
گفته های کسی که ست بوده:
«دیار را دیدم، داشت گریه می کرد، فکر کنم حلقه را به فریت داد، سینان را دیدم که تماشا می کرد. و بالاخره افرا و مرت را دیدم با هم سوار ماشین شدند،
تازه رسیدیم، فیلمبرداری سکانس آخر تمام شد. اتاق سیفر پردههای سیاه آویزان کردند و بادکنکهای آبی و صورتی هم زیاد بود. 3 پیتزا به عمارت فرستاده شد و بریل آنها را برد...
گفته های کسی که ست بوده:
«دیار را دیدم، داشت گریه می کرد، فکر کنم حلقه را به فریت داد، سینان را دیدم که تماشا می کرد. و بالاخره افرا و مرت را دیدم با هم سوار ماشین شدند،
تازه رسیدیم، فیلمبرداری سکانس آخر تمام شد. اتاق سیفر پردههای سیاه آویزان کردند و بادکنکهای آبی و صورتی هم زیاد بود. 3 پیتزا به عمارت فرستاده شد و بریل آنها را برد...
- ۲.۹k
- ۲۲ آبان ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط