عنا بحسنها قف اللام

‌عيناكِ بحُسنِها يقفُ الكلامُ...
‌بسمتكِ تُحيي ورداً قد ذبل من الزمانّ.

«زیبائی چشمانت* زبان را به سکوت وا می‌دارد..‌.
و لبخندت گل‌هایِ پژمرده را جانى تازه می‌بخشد.»


‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌    ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

همزاد كویرم تب باران دارمدر سینه دلی شكسته پنهان دارمدر دفتر...

شهید

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮 _ 𝟲 جونگکوک وارد خانه شد ، سوجین در ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط